نويسنده: محمد كاظم رجايي
مقدمه
در نظـام اقتصـادي سـرمـايـهداري، اصـل، آزادي افـراد در امـور اقتصـادي و دخالت دولت در حالتهاي استثنـائي و مواقع ضروري، بـراساس مقتضيـات زمـان و مكان، به صـورت خيلـي محدود صورت ميگيـرد. در مقابـل، در نظام اقتصادي سوسياليسم، اصل اوّليه، دخالت دولت در امور اقتصادياست وآزاد گذاردن افراد،يك استثناء ميباشد و به ندرت صورت ميپذيرد.
اما در اقتصاد اسلامي، آيا اصل آزادي اقتصادي است يا دخالت دولت و يا هيچكدام؟ برخي اصل را بر آزادي اقتصادي1 دانسته و عدهاي اصل دخالت دولت را مطرح نمودهاند2. سؤال فوق در اين مقاله، مختصرا مورد بحث قرار گرفته، و تلاش شده به آن پاسخ داده شود.
ادامه مطلب
چكيده
دين اسلام همانند ديگر اديان الاهي با ظالمانه خواندن قرض ربوي، از يك سو به مبارزه با آن پرداخته و درصدد ريشهكن كردن آن برآمده است و از سوي ديگر، براي تأمين مالي نيازهاي مصرفي، راههايي چون انفاق، وقف، قرضالحسنه و فروش نسيه، و براي تأمين نيازهاي سرمايهگذاري، راههايي چون مشاركت، مضاربه، مزارعه، مساقات، فروش نسيه و سلف را جايگزين كرده است. اين مقاله، به بررسي آثار اقتصادي جايگزيني يكي از اين راهها (مشاركت) ميپردازد.
در نظام مشاركت كه انواعي دارد، صاحب پسانداز به جاي دادن قرض و گرفتن بهره، كل يا بخشي از سرمايه موردنياز مؤسسّه اقتصادي را تأمين ميكند و بر اساس توافق با كارفرما، در سود و زيان آن شريك ميشود.
اين مقاله، بازتاب جايگزيني نظام مشاركت بهجاي نظام بهره بر متغيّرهايي چون پسانداز، سرمايهگذاري، توليد، اشتغال، سطح عمومي قيمتها، توزيع درآمدها، و رفاه عمومي را تجزيه و تحليل ميكند و به اين نتيجه ميرسد كه با حذف بهره و جايگزيني مشاركت، نهتنها مشكل اساسي در اقتصاد رخ نميدهد، بلكه همه متغيّرهاي اساسي، وضعيّت بهتري خواهند داشت.
از زمانهاي كهن، حوادث گوناگون، برنامه زندگي مردم را مختل كرده، آنان را از دستيابي به نيازمنديهاي زندگي باز ميداشت. فكر ذخيرهسازي و پسانداز براي دورههاي سخت اقتصادي، تا حدّي ميتوانست بخشي از نگرانيها و اضطرابها را كاهش دهد؛ ولي كافي نبود تا اين كه رفتار قرض، به عرصه روابط اقتصادي جوامع راه يافت. بدين ترتيب، قرضكننده ميتوانست با استفاده از مازاد توليد و درآمد ديگران، مشكلات موقّت خود را حل كند؛ چنان كه قرضدهنده با دادن قرض، افزون بر حفظ داراييها از سرقت و فساد، هزينه نگهداري آنها را نيز به گيرنده قرض منتقل ميكرد. پديده قرض كه توانسته بود مشكل هر دو گروه را حل كند، در سايه آزمندي انسان، بهتدريج رنگ خيرخواهانه خود را از دست داد و صاحبان پسانداز دريافتند كه در برابر اعطاي قرض ميتوانند زيادهاي به نام ربا (بهره) بگيرند.
ادامه مطلب
پيشگفتار
امروزه، دانش رسمي، فن آوريهاي جديد و زيادي را پديد آورده كه برخي از آنها با شرايط و نيازهاي جوامع روستايي تناسب ندارند. علاوه بر اين، برخي از آن فنآوريها، پيامدهاي نامطلوبي رانيز به بار آوردهاند.
دانشبومي بهمنظور تكميلدانش رسمي ازقابليتهاي زيادي برخوردار است. بهعبارت ديگر، دانشبوميبه اعتباردانشرسمي موجب افزايشعرضه فنآوريهايمناسبميگردد. بدونشك، تلفيقدانشبومي و دانشرسمي بهكاربردپايدار فنآوريهانيزكمك خواهدكرد.
اگر چه از ديرباز گفتهاند كه براي رفع مشكل فنآوريها بايد دانش بومي و دانش رسمي را تلفيق نمود، اما در رابطه با ماهيت دانش جديد ، دانش پيشين و شيوه تلفيق آنها ، شناخت محدودي وجود دارد.
مقاله حاضر، اختلافات موجود بين دانش بومي و دانش رسمي را دستهبندي و ارائه نموده است. اين مقاله تأكيد مينمايد كه هيچ نوع تقابلي بين دانش بومي و دانش رسمي وجود ندارد. به عبارت ديگر بين دانش بومي و دانش رسمي، تفاوت وجود دارد، ولي هيچ گونه اختلافي مشاهده نميشود.
ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.


